ترجمه مقاله

تنجیدن

فرهنگ فارسی عمید

۱. به خود پیچیدن؛ در هم فشردن؛ در هم کشیدن: ◻︎ بتنجید عذرا چو مردان جنگ / ترنجید بر بارگی تنگ‌تنگ (عنصری: ۳۵۸).
۲. خشمگین شدن.
ترجمه مقاله