واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

برای تأمین امنیت جستجو برآن شدیم تا امکان جستجوی امن را برای شما خوبان فراهم کنیم. با کلیک بر روی این لینک به وب سایت امن هدایت شوید.

اذعان

لغت نامه دهخدا

اذعان . [ اِ ] (ع مص ) اقرار. اعتراف . اقرار کردن . (منتهی الارب ). خستو شدن . قبول کردن . شناختن . || گردن نهادن . (تاج المصادر بیهقی ). گردن دادن . (منتهی الارب ). ذعن . رام شدن . (آنندراج ). فرمانبرداری و اطاعت . (غیاث اللغات ): انقیاد و اذعان بحدّی که امیر صدهزار [ را ] ... بمجرّد اینکه سهوی کند یک سواربفرستد تا... تأدیب او بکند. (جهانگشای جوینی ). || فروتنی نمودن . (منتهی الارب ). خضوع . || خوار گردیدن . (منتهی الارب ). || بشتافتن در فرمانبرداری . (منتهی الارب ). شتافتن به اطاعت کسی . || اذعان ، عزم و اراده ٔ قلب است که عبارت از جزم اراده است پس از تردید و شک . (تعریفات جرجانی ). اعتقاد و عزم قلب و عزم جزم اراده باشد بعد از تردید و اذعان را مراتبی است و پست ترین مرتبه ٔ آن ظن و بالاترین مرتبه ٔ آن یقین باشد و بین ظن ّ و یقین تقلید و جهل مرکب است و تفصیل هر یک از این مراتب سه گانه در جای خود بیاید. (کشاف اصطلاحات الفنون ).