ترجمه مقاله

اسپارترا

لغت‌نامه دهخدا

اسپارترا. [ اِ رِت ْ ] (اِخ ) زن آمُرگِس سردار سکاها، بقول هرودت . در جنگی که سکاها با کوروش بزرگ کردند و شکست یافتند و آمرگس اسیر شد، زن او اسپارترا حاضر نشد صلح کند. و لشکری به عده ٔ سیصد هزار مرد و دویست هزار زن گرد آورد و با کوروش جنگیدو او را اسیر کرد. بعد، سردار هر کدام از طرفین اسیر طرف دیگر گردید و مذاکرات صلح پیش آمد و آمرگس ازین ببعد دوست صمیمی کوروش شد. (ایران باستان ص 267).
ترجمه مقاله