واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

دوست دارید واژه‌یاب چه امکانات جدیدی داشته باشد؟ ایده‌های‌تان را برای ما ارسال کنید.
شارژمان

اقوام

لغت نامه دهخدا

اقوام . [ اَق ْ ] (ع اِ) ج ِ قَوْم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بمعنی خویشاوندان و فرقه ها و گروهها و طایفه ها. (ناظم الاطباء) :
چشم از آنروز که برکردم و رویت دیدم
بهمین دیده سر دیدن اقوامم نیست .

سعدی .


و رجوع به قوم شود.