واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

بطوء

لغت نامه دهخدا

بطوء. [ ب ُ ] (ع اِمص ) درنگی و آهستگی ، و قولهم لم افعله بطأیا هذا. (منتهی الارب ). درنگی . (از تاج المصادر بیهقی ). بطء. درنگی و کندی و آهستگی . (ناظم الاطباء). درنگ و آهستگی نقیض سرعت . (غیاث ) (آنندراج ) (از فرهنگ نظام ). || گرانی .
- بطوء جریان ؛ کندی کارها.
- بطوء حرکت ؛ جنبش آهسته وکند. (ناظم الاطباء).
- بطوء هضم ؛ نزد پزشکان عبارت است از اینکه طعام بسرعت از معده سرازیر نشود. و رجوع به بطء شود.