واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

برای تأمین امنیت جستجو برآن شدیم تا امکان جستجوی امن را برای شما خوبان فراهم کنیم. با کلیک بر روی این لینک به وب سایت امن هدایت شوید.

تمهید کردن

لغت نامه دهخدا

تمهید کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) راست کردن . هموار و آراسته کردن . ترتیب و انتظام دادن .
- تمهید عذرکردن ؛ عذر نهادن . عذر گسترانیدن . عذر آوردن .آراستن بهانه و پوزش : و عذر بسیار تمهید کن تا بعد از آن مرا چه فراز آید. (سندبادنامه ص 239).
- تمهید مقدمه کردن ؛ ترتیب و آراستن و مرتب کردن مقدمه ٔ سخنی . فراهم کردن و آراستن سخن چنانکه مدخل مطلوبی برای بیان اصلی قرار گیرد : پس این مقدمه از بهر آن تمهید کردیم تا خردمندان بدانند که غرض از شراب خوردن چیست . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
تمهید صد مقدمه کردیم حیف حیف
یک ره نشد که گوش کند داستان ما.

تنها(از آنندراج ).


رجوع به تمهید و دیگر ترکیبهای آن شود.