واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

برای تأمین امنیت جستجو برآن شدیم تا امکان جستجوی امن را برای شما خوبان فراهم کنیم. با کلیک بر روی این لینک به وب سایت امن هدایت شوید.

خزر

لغت نامه دهخدا

خزر. [ خ َ ] (ع مص ) زیرک و فتان گردیدن . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ). || نگریستن بدنباله ٔ چشم ، یقال : خزرالرجل اذا نظر بلحظالعین .(منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ).