واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

به یک انیماتور مسلط به ساخت انیمیشن ۲ بعدی برای پیوستن به تیم واژه یاب نیازمندیم. از علاقمندان تقاضا می شود به ما اطلاع دهند.
با دوبار کلیک روی لغات در هر سایتی، معنی آن را مشاهده کنید! هم اکنون افزونه کروم و فایرفاکس را دانلود کنید.

زور

لغت نامه دهخدا

زور. (ع اِ) دروغ . (ترجمان القرآن ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث ) (ناظم الاطباء). کذب . (اقرب الموارد). ناراستی . فریب . نادرستی . دروغ . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). سخن دروغ . (دهار)... کلمه ٔ دیگر فارسی زور که بمعنی نادرست و دروغ است و در زبان عربی از فارسی به عاریت گرفته زور تلفظ می کنند (شهادة زور؛ گواهی دروغ )... در فرس زورَ بمعنی نادرست و دروغ و زورَکَرَ بمعنی بیدادگر است (کتیبه ٔ داریوش در بیستون ). در اوستا نیز زورَ بهمین معنی است . زورو جَت َ یعنی به زور زده شده ، به ناحق کشته شده . زورو بِرِت َ ؛ به زور برده شده ، بناحق گرفته شده . ناصرخسرو گفته ... (یسنا ص 126) :
بزرگوار حسین علی که مادح او
هر آنچه گوید در مدح او نباشد زور.

فرخی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).


دور از فجور و فسق و بری از ریا و زور
شسته رسوم زرق و نبشته دو نیم وی .

منوچهری (یادداشت ایضاً).


دل و جان را همی بباید شست
از محال و خطا و گفتن زور.

ناصرخسرو (از یسنا ص 126).


این ناکس را من آزمودم
فعلش همه مکر باشد و زور.

ناصرخسرو.


جز از او سروری همه عجب است
جز بر او خواجگی همه زور است .

مسعودسعد(از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).


مرد باید که عیب خود بیند
بر ره زور و غیبه ننشیند
تو اگر عیب خود همی دانی
نئی از عامه بل جهانبانی .

سنائی .


ای قدرقدرتی که با عزمت
زور بازوی آسمان زور است .

انوری .


و حق از باطل و زور از صدق جدا نکند. (سندبادنامه ص 85). تا به زخارف تمویه و تلبیس و زور و غرور او فریفته شدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 90). و پسر سرخک سامانی بدو نامه فرستاد واو را به مواعید زور و اقاویل غرور بفریفت . (ترجمه ٔتاریخ یمینی ایضاً ص 233). و او به معاذیر زور و اقاویل غرور تمسک جست . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 317).
بود انا الحق در لب منصور نور
بود انا اﷲ در لب فرعون زور.

مولوی .


شرح روضه گر دروغ و زور نیست
پس چرا چشمت از آن مخمور نیست .

مولوی .


و آنچه خلاف این نقل و حوالت کرده است تشنیع و تعصب و زور و بهتان است . (نقص الفضائح ص 297). در این تمنی زور و اباطیل غرور به اعتماد شوکت رجال و شکست رماح و نصال جمعیتی ساختند. (جهانگشای جوینی ). و بعضی سرقه و زور و فسق و فجور را از مردانگی و یگانگی میدانسته اند. (جهانگشای جوینی ).
به گور گبر ماند زاهد زور
درون مردار و بیرون مشک و کافور.

سعدی .


|| کفر و شرک با خدای عز و جل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || عیدهای جهودان و ترسایان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اعیاد یهود و نصاری . ذُکْران . یادکرد. عید و عزای دینی یهود و نصاری . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || مجلس سرود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مجلس غناء. (از اقرب الموارد). || آنچه به خدایی گیرند آنرا مشرکان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه مشرکین آنرا به خدایی گیرند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زور و توانایی و هذه وفاق بین لغة العرب و الفرس . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). قوة. یقال : «ما له زور و لا صیور؛ ای لا قوة له ُ و لا مرجع الیه » . (از اقرب الموارد). || باطل از هر چیزی . || لذت طعام و خوبی آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).