واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

سرپرستی

لغت نامه دهخدا

سرپرستی . [ س َ پ َ رَ ] (حامص مرکب ) تیمار حال کردن . (غیاث )(آنندراج ). || ریاست . بزرگی :
سرپرستی رنج و خدمت آفت است
من فراق این و آن خواهم گزید.

خاقانی .


به خورسندی برآور سرکه رستی
بلایی محکم آمد سرپرستی .

نظامی .


رجوع به سرپرست شود. || مقامی است در وزارت فرهنگ که در کشورهای بیگانه برای مراقبت و مواظبت دانشجویان به اشخاص دهند: سرپرستی دانشجویان .