سامانه تلفظ لغات فارسی با همکاری سایت پارسر در واژه یاب راه اندازی شده است.
آیا می دانید واژه
غراچه
چه معنایی دارد؟
واژه یاب در قبال تبلیغات نمایش داده شده هیچ مسئولیتی ندارد.

جستجوی مرتبط

سنقر

لغت نامه دهخدا

سنقر. [ س ُ ق ُ ] (ترکی ، اِ) به معنی سنقار و آن مرغی باشد شکاری از جنس چرغ گویند. بسیار زننده میباشد و پیوسته پادشاهان بدان شکار کنند. (برهان ). پرنده ای است شکاری مثل باز که در هندوستان بواسطه ٔ حرارت نزید و این ترکی است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مرغی است شکاری . شنگا. (فرهنگ فارسی معین ) :
عدلش بدان سامان شده کاقلیمها یکسان شده
سنقر بهندستان شده طوطی ببلغار آمده .

خاقانی .


سنقری را کز خزر یا سردسیر آموخته
در حبش بردن بگرما برنتابد بیش از این .

خاقانی .