واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

از این پس یک دیکشنری سیار در تمامی سایت ها داشته باشید! هم اکنون افزونه کروم و فایرفاکس را دانلود کنید.

علی رغم

لغت نامه دهخدا

علی رغم . [ ع َ لا رَ م ِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) بر خلاف میل و خواهش . (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). به ناخواست . به ناخواه . بررغم . نه بر میل :
امشب براستی شب ما روز روشن است
عید وصال دوست علی رغم دشمن است .

سعدی .


دوست بازآمد و دشمن به خصومت بنشست
باد نوروز علی رغم خزان بازآمد.

سعدی (بدایع).


پس او عصیان و نافرمانی ابوموسی کرد و علی رغم او با ایشان برفت . (تاریخ قم ص 304).