به جمع هواداران ما در فیس بوک بپیوندید.
آیا می دانید واژه
تحرر
چه معنایی دارد؟
واژه یاب در قبال تبلیغات نمایش داده شده هیچ مسئولیتی ندارد.

جستجوی مرتبط

قافله سالار

لغت نامه دهخدا

قافله سالار. [ ف ِ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) کاروانسالار. بارسالار. سردار قافله :
هرچه خلاف آمد عادت بود
قافله سالار سعادت بود.

نظامی .


ای قافله سالار چنین گرم چه رانی
آهسته که در کوه و کمر بازپسانند.

سعدی .


پیشوای دو جهان قافله سالار وجود
کوست مقصود ز یاسین و مراد از طه .

هندوشاه نخجوانی .


غنچه را چون دل تأثیر جرس میسازد
که چمن قافله سالار کند بوی ترا.

تأثیر (از آنندراج ).