ترجمه مقاله

ماء فرس

لغت‌نامه دهخدا

ماء فرس . [ ءِ ف َ رَ ] (اِخ ) جایگاهی است . عقبةبن عامر به اینجا فرود آمده بود. تشنگی به قوم عقبة غلبه کرد. عقبةبنای نماز و دعا گذارد و اسب در پشت سر وی مشغول جستجو بود. ناگاه در جایی آب برآمد و حیوان شروع به مکیدن آن کرد و چون مردم آگاه شدند کندن آغاز کردند و از هفتاد جای آب برآمد و همه سیراب شدند و این نام از این جهت به آن جایگاه دادند. (از معجم البلدان ).
ترجمه مقاله