واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

برای تأمین امنیت جستجو برآن شدیم تا امکان جستجوی امن را برای شما خوبان فراهم کنیم. با کلیک بر روی این لینک به وب سایت امن (https) هدایت شوید.

مغازی

لغت نامه دهخدا

مغازی . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مَغزی ̍. جنگها. (از اقرب الموارد) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ج ِ مغزاة. (ناظم الاطباء) :
جمعی ز مغازیْت حاصل آید
من نظم کنم جمع آن مغازی .

مسعودسعد.


|| مواضع یا زمانهای جنگ . (از اقرب الموارد). || مناقب و بیان اوصاف غازیان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مناقب غازیان و این کلمه مفردی ندارد و یا مفرد آن مَغزی ̍ و یامَغزاة است به معنی غزوه . (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط) :
چرا نامه ٔ الهی را نخوانی
چه گردی گرد افسانه ٔ مغازی .

ناصرخسرو.


به هنگام عزم تو مر شاعران را
سخن دست ندهد جز اندر مغازی .

عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص 508).