واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

برای تأمین امنیت جستجو برآن شدیم تا امکان جستجوی امن را برای شما خوبان فراهم کنیم. با کلیک بر روی این لینک به وب سایت امن (https) هدایت شوید.

مهراب

لغت نامه دهخدا

مهراب . [ م ِ ] (اِخ ) نام پادشاه کابل ، جدمادری رستم ، بدین توضیح که دختر وی رودابه از سیندخت ، زن دستان زال بود و رستم از او بزاد :
من از دخت مهراب گریان شدم
چو بر آتش تیز بریان شدم .

فردوسی .


تو را بویه ٔ دخت مهراب خاست
دلت را هُش ِ سام زابل کجاست .

فردوسی .


یکی پادشا بود مهراب نام
زبردست با گنج و گسترده کام .

فردوسی .