واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

برای تأمین امنیت جستجو برآن شدیم تا امکان جستجوی امن را برای شما خوبان فراهم کنیم. با کلیک بر روی این لینک به وب سایت امن (https) هدایت شوید.

نب ء

لغت نامه دهخدا

نب ء. [ ن َب ْءْ] (ع مص ) آشکار شدن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). || برآمدن . (از منتهی الارب ). طالع شدن . (از اقرب الموارد) (از المنجد) (معجم متن اللغة). || بلند گردیدن . (از منتهی الارب ) (از المنجد) (ازاقرب الموارد). || رفتن از جای به جای . (آنندراج ). خروج از جائی به جائی . (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). از زمینی به زمینی بیرون آمدن . از جائی به جائی رفتن . (از منتهی الارب ). از جای به جای شدن . (زوزنی ). بیرون آمدن از جائی به جائی . (صراح ). و یقال : نبأت به الارض ؛ جائت به (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة)؛ آورد او را زمین . (ناظم الاطباء). || بانگ کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بانگی خفیف کردن . (از المنجد). || بانگ کردن سگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة). || ناخوش داشتن گوش شنیدن خبری را: نباء سمعی عن کذا؛ ای کرهه . (المنجد). || خبر دادن . (آنندراج ). بیاگاهانیدن . (دهار). خبر دادن از چیزی . (از ناظم الاطباء).