واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

برای تأمین امنیت جستجو برآن شدیم تا امکان جستجوی امن را برای شما خوبان فراهم کنیم. با کلیک بر روی این لینک به وب سایت امن هدایت شوید.

نوح

لغت نامه دهخدا

نوح . [ ن َ ] (ع مص ) نوحه کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (زوزنی ). گریه و ماتم نمودن به آواز بلند بر شوی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). به بانگ بلند و عویل و جزع گریستن بر شوی خود. (از اقرب الموارد). نواح . نیاحة. مناحة. (متن اللغة) (اقرب الموارد). نیاح . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بانگ کردن کبوتر . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) آواز قمری و کبوتر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (ص ، اِ) زنان که حزن و سوکواری را گرد هم آیند. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة): نساء نوح ؛ نوائح . (اقرب الموارد). ج ِ نائح . (منتهی الارب ). رجوع به نائح شود. || ج ِ نائحة. (منتهی الارب ). رجوع به نائحة شود.