واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

برای تأمین امنیت جستجو برآن شدیم تا امکان جستجوی امن را برای شما خوبان فراهم کنیم. با کلیک بر روی این لینک به وب سایت امن (https) هدایت شوید.

کوس خوردن

لغت نامه دهخدا

کوس خوردن . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) صدمه و آفت رسیدن از چیزی . (آنندراج ). کوس یافتن . صدمه دیدن . تنه خوردن :
ز ناگه برون اندرافتاد طوس
تو گفتی ز پیل دمان خورد کوس .

فردوسی (از آنندراج ).


از پیت کوس خورده کوه ثبیر
وز تکت کاج خورده باد شمال .

مسعودسعد (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).


ز آسیب بلات کوس خوردیم
ز تیر غمت جگر بخستیم .

سیدحسن غزنوی (از یادداشت ایضاً).


نه از آسیب قضا کوس خوری
نه به اشکال فلک درمانی .

انوری (از یادداشت ایضاً)


و رجوع به کوس و کوس یافتن شود.