واژه یاب

سرویس اینترنتی رایگان جستجوی واژه

w w w . v a j e h y a b . c o m

با دوبار کلیک روی لغات در هر سایتی، معنی آن را مشاهده کنید! هم اکنون افزونه کروم و فایرفاکس را دانلود کنید.

گرجی

لغت نامه دهخدا

گرجی . [ گ ُ ] (اِخ ) نام قومی از اقوام قفقاز است که به نام محل خود خوانده میشوند. زنان گرجی به تناسب اندام ، حسن جمال ، ظرافت و لطافت مشهورند. زبانشان به دو قسمت تقسیم میشود: یکی زبان تحریری و ادبی که برای همگی یکسان است و زبان دیگری که نسبت به محل های مختلف تغییر یافته و به شش قسمت تقسیم میگردد. خط آنان از چپ به راست نوشته میشود و به سال 1802 م .روسیه ، گرجستان را به تصرف خود درآورد. (از قاموس الاعلام ترکی ) : و فرزندان ایشان شاهان گرجی وملک زادگان . (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص 60).
زین گرجی طره برکشیده
شد روس چو طره سر بریده .

نظامی .


از خاص و خرجی و خون دل مسلمان و گرجی . (نفثةالمصدور از سبک شناسی بهار ج 3 ص 11).