اپرتاکلغتنامه دهخدااپرتاک . [ اَ پ ُ ] (ص ) جوان . (فرهنگ جهانگیری ). و این صورت مصحف کلمه ٔ اپرناک است .
اپرتاکلغتنامه دهخدااپرتاک . [ اَ پ ُ ] (ص ) جوان . (فرهنگ جهانگیری ). و این صورت مصحف کلمه ٔ اپرناک است .
ذرولغتنامه دهخداذرو.[ ذَ ] (اِخ ) و یا بقول ابن الفقیه ، ذات ذرو؛ یکی ازوادیهای علاة به یمامة. صمةبن عبداﷲ القشیری گوید:نظرت و اصحابی بذروة نظرةفلو لم تفض عینای ابصرتا نجدا.
هئوروتاتلغتنامه دهخداهئوروتات . [ هََ ئور وَ ] (اِخ ) (اوستائی ) در فارسی امروزین ، خرداد که نام سومین ماه از سال شمسی است . در اوستا یکی از امشاسپندان و غالباً با امشاسپند امرداد ی