آب سرخلغتنامه دهخداآب سرخ . [ ب ِس ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) شراب . خمر : من و آب سرخ و سر سبز شاه جهان گو فروشو به آب ِ سیاه .نظامی .
آبلغتنامه دهخداآب . (اِ) (اوستائی آپ ap، سانسکریت آپ َ apa، پارسی باستانی آپی api، پهلوی آپ ap) مایعی شفاف بی مَزه و بوی که حیوان از آن آشامد و نبات بدان تازگی و تری گیرد. و آ
آبفرهنگ مترادف و متضاد۱. ماء ۲. مایع ۳. شیره، عرق، عصاره، عصیر ۴. حل، محلول ۵. ذوب ۶. خوی ۷. بزاق، آبدهان ۸. منی ۹. بحر، دریا، یم ۱۰. زهاب، ۱۱. آبرو، حیثیت، شرف، عزت ۱۲. تری، تازگی،
دوادملغتنامه دهخدادوادم . [ دُ دِ ] (ع اِ) آب سرخ است که از درخت طلح یا درخت یز بیرون آید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یا دُوَدِم ، آب سرخ است که از درخت طلح
آب سیاهلغتنامه دهخداآب سیاه . [ ب ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آب سیه . کوری تام یا ناقص که از ضمور و اطروفیای ِ عصب باصره پدید آید : ز سهم خدنگت بروز سپیددرآید بچشم خور آب سیاه . ک
حذاللغتنامه دهخداحذال . [ ح َ / ح ُ ] (ع اِ)آب سرخ که از درخت طلح بیرون آید، یا چیزی است در درخت طلح مشابه صمغ. (منتهی الارب ). || چیزی است که از بیخ سلم بیرون آید و آنرا در شیر