آبلغتنامه دهخداآب . (اِ) (اوستائی آپ ap، سانسکریت آپ َ apa، پارسی باستانی آپی api، پهلوی آپ ap) مایعی شفاف بی مَزه و بوی که حیوان از آن آشامد و نبات بدان تازگی و تری گیرد. و آ
آبفرهنگ مترادف و متضاد۱. ماء ۲. مایع ۳. شیره، عرق، عصاره، عصیر ۴. حل، محلول ۵. ذوب ۶. خوی ۷. بزاق، آبدهان ۸. منی ۹. بحر، دریا، یم ۱۰. زهاب، ۱۱. آبرو، حیثیت، شرف، عزت ۱۲. تری، تازگی،
تسجیسلغتنامه دهخداتسجیس . [ ت َ ] (ع مص ) تیره گردانیدن آب را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)(از متن اللغة). || بد بو و ضایع شدن آبشخور. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد
اجوجلغتنامه دهخدااجوج . [ اُ ] (ع مص ) شور و تلخ شدن آب . شور شدن آب . (تاج المصادر). || شور و تلخ گردانیدن آب .
مضمضةلغتنامه دهخدامضمضة. [ م َ م َ ض َ ] (ع مص ) آب در دهان جنبانیدن . شستن دهان را به آب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). جنبانیدن آب در جمله ٔ دهان . (تاج المصادر بیهقی ). آ
احذاللغتنامه دهخدااحذال . [ اِ ] (ع مص ) اِحذال بکاء چشم را؛ حاذله کردن گریه چشم را. سرخ کردن چشم و روان گردانیدن آب از آن . (منتهی الارب ). || احذال حرّ چشم را؛ حاذله کردن گرما
تعکیرلغتنامه دهخداتعکیر. [ت َ ] (ع مص ) درآمدن دردی به شراب و روغن و شیره و مانند آن . || تیره گردانیدن آب را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).