آسیای بزرگmolar, molar tooth, dentes molaresواژههای مصوب فرهنگستانهریک از خَلفیترین دندانهای هر چارَک دندانی که تعداد آنها در دندانگان شیری دو عدد و در دندانگان دائمی سه عدد است متـ . آسیا
آسیای صغیرلغتنامه دهخداآسیای صغیر. [ ی ِ ص َ ] (اِخ ) آسیةالصّغری . آناطولی . نام شبه جزیره ای بجنوب دریای سیاه و مشرق مدیترانه و شمال سوریه . و مملکت ترکیه ٔ امروزین تقریباً همین شبه
آسیای آجدارburr grinderواژههای مصوب فرهنگستاننوعی آسیای قهوه که در آن دانههای قهوه در بین دو قطعۀ آجدار چرخان آسیا میشود
دندانهای خَلفیposterior teeth, buccal teeth, cheek teethواژههای مصوب فرهنگستاندندانهای آسیای بزرگ و آسیای کوچک که در قسمت عقب قوس دندانی قرار دارند
خراسلغتنامه دهخداخراس . [ خ َ] (اِ مرکب ) آسیای بزرگی را گویند که آنرا با چارپاگردانند نه با آب . (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). آسیای بزرگ که به خر وستورش گردانند. (از شرفن
غدد بزاقیلغتنامه دهخداغدد بزاقی . [ غ ُ دَ دِب ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سه زوج اند که در طرفین فک اسفل قرار گرفته اند و مایع مترشح خود را به وسیله ٔیک یا چند لوله به دهان میریزند
آسیالغتنامه دهخداآسیا. (اِ) دستگاهی خرد کردن و آرد کردن حبوب یا گچ و آهک و مانند آن ، یا گرفتن روغن و شیره ٔ نبات و جز آن را. رحی . طاحونه . آس .آسیاو. این کلمه بر همه ٔ انواع ا