اتمیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (فیزیک) مربوط به اتم: انرژی اتمی.۲. ویژگی نوعی سنگ مصنوعی گرانقیمت که در جواهرسازی به کار میرود: نگین اتمی.
اطمیلغتنامه دهخدااطمی . [ اَ ما ](ع ص ) باریک لب . (زوزنی ). سیه لب . (مؤید الفضلاء). درمتن چنین است و صحیح اظمی است . رجوع به اظمی شود.
اتمی شدنatomization 1واژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در طی آن براثر شکسته شدن پیوندها، اتمها آزاد میشوند
اتمیرارلغتنامه دهخدااتمیرار. [ اِ ] (ع مص ) سخت شدن نیزه . (منتهی الارب ). || سخت شدن نعوظ. اتمئرار.
اتمیزه کردنواژهنامه آزاد(اَ تٌ) ریز ریز کردن ، (مایعات) تبدیل به پودر کردن ، مرکب از اتم یا ذرات ریز کردن