ازناورلغتنامه دهخداازناور. [ ] (گرجی ، ص ) بقول کاترُمِرمردی بسیار شجاع و پهلوان : گرجیان را خوش آمد وآن روز تا شبانگاه کروفری می کردند از طرفین ، آخرالامر از ازناوران دلاور یکی پ
ازناویلغتنامه دهخداازناوی . [ اَ وی ی ] (ص نسبی ) منسوب بازناوه ٔ همدان . و از آنجاست ابوالفضل عبدالکریم بن احمدبن علی بن احمدبن علی الازناوی معروف بالبآری . (انساب سمعانی ).
ازناولغتنامه دهخداازناو. [ اَ ] (اِخ ) ازناوه . ناحیه ای است از نواحی همدان . (برهان ) (مؤید الفضلاء) (سروری ) (آنندراج ). قلعه ای است از ناحیه ٔ اجم از نواحی همدان و از آنجاست
متحصنلغتنامه دهخدامتحصن . [ م ُ ت َ ح َص ْ ص ِ ] (ع ص ) حصارنشیننده و قلعه نشین . (آنندراج ) (غیاث ). کسی که در قلعه و جای استوار رود و در آنجا پناه گیرد. پناه گیرنده . (ناظم الا
ازناویلغتنامه دهخداازناوی . [ اَ وی ی ] (ص نسبی ) منسوب بازناوه ٔ همدان . و از آنجاست ابوالفضل عبدالکریم بن احمدبن علی بن احمدبن علی الازناوی معروف بالبآری . (انساب سمعانی ).
ازناولغتنامه دهخداازناو. [ اَ ] (اِخ ) ازناوه . ناحیه ای است از نواحی همدان . (برهان ) (مؤید الفضلاء) (سروری ) (آنندراج ). قلعه ای است از ناحیه ٔ اجم از نواحی همدان و از آنجاست