افغانیلغتنامه دهخداافغانی . [ اَ ] (اِخ ) سیدجمال الدین . رجل سیاسی معروف قرن اخیر. رجوع به سیدجمال الدین شود.
افغانیلغتنامه دهخداافغانی . [ اَ ] (ص نسبی ) منسوب به افغان و افغانستان . رجوع به افغانستان شود. || ساخته ٔ افغانستان . (فرهنگ فارسی معین ). || از مردم افغانستان . (فرهنگ فارسی مع
افغانیواژهنامه آزادواحد پول افغانستان , به اشتباه به ملت افغانستان افغانی میگویند که بهتر است افغانستانی بگوییم
افغانیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. از مردم افغانستان: کارگر افغانی.۲. (اسم) واحد پول افغانستان.۳. تهیهشده در افغانستان.۴. مربوط به افغانستان.
افغانیهلغتنامه دهخداافغانیه . [ اَ نی ی َ / ی ِ ] (ص نسبی ) از مردم افغانستان . رجوع به الجماهر بیرونی ص 233 شود.
تل افغانیلغتنامه دهخداتل افغانی . [ ت ُ اَ ] (اِخ ) دهی از دهستان رستم است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 350 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
شاه شجاع افغانیلغتنامه دهخداشاه شجاع افغانی .[ ش ُ ع ِ اَ ] (اِخ ) از خاندان شاه درانی است . چند بار خلع شد و مجدداً به تخت نشست از جمله : بار اول سلطنت 1216 هَ . ق . / 1801 م .بار دوم 121