الواثلغتنامه دهخداالواث . [ اَل ْ ] (ع اِ) آلودگیها. (غیاث اللغات ). صاحب غیاث اللغات ظاهراً آنرا جمع «لوث » دانسته ولی در فرهنگهای معتبر بدان تصریح نشده است .
الواثلغتنامه دهخداالواث . [ اِل ْ ] (ع مص ) گیاه تر در گیاه خشک رویانیدن زمین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || نگاه داشتن خواستن چیزی را از کسی . (منتهی الارب ).سپردن کسی م
الواسلغتنامه دهخداالواس . [ اِل ْ ] (اِخ ) شهریست استوار در «آلمتیو» از کشور پرتقال که در 265 هزارگزی لیسبن قرار دارد و فاصله ٔ آن تا اسپانیا 9 هزار گزاست . سکنه ٔ آن 14800 تن اس
واثق الرسولیلغتنامه دهخداواثق الرسولی . [ ث ِ قُرْ رَ ] (اِخ ) (711 هَ . ق .1311/ م .) سلطان ملک الواثق ابراهیم بن یوسف بن یوسف المظفربن عمربن علی بن رسول از پادشاهان یمن بود وی نیکوسیر
ابن الواثقلغتنامه دهخداابن الواثق . [ اِ نُل ْ ث ِ ] (اِخ ) ابومحمد عبدالعزیزبن واثق . از قراء. و او قرائت حمزه را از ضبّی فراگرفته . و رساله ٔ او به ثعلب و کتاب قراءة حمزه و کتاب الس
واثلةبن الاسقعلغتنامه دهخداواثلةبن الاسقع. [ ث ِ ل َ ت ِ نِل ْ اَ ق َ ] (اِخ ) (22 - 83 هَ .ق .) صحابی بود. (منتهی الارب ). زرکلی آرد: واثلةبن الاسقعبن کعب بن عامر اللیثی الکنانی ، از صحا
واثق الرسولیلغتنامه دهخداواثق الرسولی . [ ث ِ قُرْ رَ ] (اِخ ) (711 هَ . ق .1311/ م .) سلطان ملک الواثق ابراهیم بن یوسف بن یوسف المظفربن عمربن علی بن رسول از پادشاهان یمن بود وی نیکوسیر
ابن الواثقلغتنامه دهخداابن الواثق . [ اِ نُل ْ ث ِ ] (اِخ ) ابومحمد عبدالعزیزبن واثق . از قراء. و او قرائت حمزه را از ضبّی فراگرفته . و رساله ٔ او به ثعلب و کتاب قراءة حمزه و کتاب الس
المستنصر سوملغتنامه دهخداالمستنصر سوم . [ اَ م ُ ت َ ص ِ رِ س ِوْ وُ ] (اِخ ) محمدبن یحیی الواثق باﷲبن المستنصر اول مکنی به ابوعصیده (متوفی در 709 هَ . ق . / 1309 م .) از ملوک دولت حفصی
واثق بالغتنامه دهخداواثق با. [ ث ِ ق ُ بِل ْ لاه ] (اِخ ) (الَ ...) نهمین خلیفه ٔ عباسی ، کنیه ٔ او ابوجعفر بود و نام وی هارون بن محمد معتصم بن هارون ، نام مادرش قراطیس و جاریه ای
واثقیلغتنامه دهخداواثقی . [ ث ِ ] (اِخ ) عبدالواحدبن عبدالسلام بن محمدبن عبدالعزیزبن محمدبن ابراهیم بن الواثق باﷲ، از احفاد واثق خلیفه ٔ عباسی (227 - 232 هَ . ق .) است . در بغداد