ایستگاه فضاییspace stationواژههای مصوب فرهنگستانسازهای دائمی و بسیار بزرگ که در فضا و در مدار زمین قرار میگیرد و از آن بهعنوان پایگاهی برای تحقیقات و آزمایشهای فضایی استفاده میشود
ایستگاهلغتنامه دهخداایستگاه . (اِ مرکب ) جای ایستادن . (فرهنگ فارسی معین ). || محل توقف وسایل نقلیه (اتومبیل ، اتوبوس ، قطار). (فرهنگ فارسی معین ).
موشکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ک، بینقارهای، کروز، هدایتشونده، فضاپیما، ایستگاه فضایی، سفینۀ فضایی، میر، شاتل، قمر مصنوعی، ماهواره، اسپوتنیک، کاوشگر، بشقاب پرنده، یوفو
ماهوارهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام ، قمرمصنوعی، ماهوارۀهواشناسی، ماهوارۀ مخابراتی (جاسوسی، ...)، ایستگاه فضایی اسپوتنیک، آپولو، کاوشگر مریخ، شاتل، موشک فضانوردی ◄ هوانوردی
سوارگاهloading areaواژههای مصوب فرهنگستانفضایی سکومانند در ایستگاه که اتوبوس برای سوار و پیاده کردن مسافر در کنار آن توقف میکند