ایقاعفرهنگ انتشارات معین[ ع . ] (مص م .) 1 - افکندن ، درانداختن . 2 - یورش بردن ، تاختن . 3 - گرفتار کردن کسی . 4 - هم آهنگ ساختن آوازها. ج . ایقاعات .
ایقاعلغتنامه دهخداایقاع . (ع اِ) از نظر فقه و علم حقوق ، عمل قضایی یک طرفه ای است که دارای دو شرط ذیل است : الف : عمل یکطرفه باشد. ب : قابل فسخ و رد نباشد. در فقه و قانون مدنی ای
ایقاعلغتنامه دهخداایقاع . (ع مص ) (از «وق ع ») بجنگ درانداختن کسی را.(منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (غیاث ). || انداختن کسی را در آنچه بد آید. (منتهی الارب ) (آنندرا
ایقاعفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (حقوق) عمل حقوقی بر اساس رضایت یکی از طرفین، مانند طلاق دادن زن از طرف مرد.۲. (موسیقی) چگونگی جابهجا شدن صداها در زمانهای محدود و نسبتهای معین؛ وزن موسیق
ادقاعلغتنامه دهخداادقاع . [ اِ] (ع مص ) بخاک وادوسانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). بخاک چسبانیدن کسی را یعنی سخت خوار و ذلیل گردانیدن .
ایشاعلغتنامه دهخداایشاع . (ع مص ) (از «وش ع ») گل کردن درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). باشکوفه شدن درخت . (تاج المصادر بیهقی ). || دارو در د
ارسطکاسلغتنامه دهخداارسطکاس . [ اَ رِ طُ ] (اِخ ) یکی از علماء موسیقی . او راست : کتاب الریموس دریک مقاله . کتاب الایقاع در یک مقاله . (ابن الندیم ).
متفاوتهلغتنامه دهخدامتفاوته . [ م ُ ت َ وِت َ ] (ع ص ) مؤنث متفاوت : و بر سطح دیگر انواع نغمات و اصناف اصوات و ایقاع نقرات و ازمنه ٔ متفاوته و متناسبه ... نشان کرد. (سندبادنامه ص
متناسبهلغتنامه دهخدامتناسبه . [ م ُ ت َ س ِ ب َ ] (ع ص ) مؤنث متناسب : و بر سطح دیگر انواع و نغمات و اصناف و اصوات و ایقاع نقرات و ازمنه ٔ متفاوته و متناسبه و ... نشان کرد. (سندبا
نقراتلغتنامه دهخدانقرات . [ ن َ ق َ ] (ع اِ) فقرات سرود که آن رامی سرایند، هندیان آن را تک گویند و بعضی کری نامند.(غیاث اللغات ) (آنندراج ). نغمات مرکبند از نقرات و ایقاعات . (از