عنتلغتنامه دهخداعنت . [ ع َ ن ِ ] (ع ص ) استخوان پیوندپذیرفته ٔ بازشکسته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). استخوانی که پس از شکسته بندی ، شکافته و شکسته باشد. (از اقرب الموارد).
معنتلغتنامه دهخدامعنت . [ م ُ ن َ ] (ع ص ) استخوان پیوندپذیرفته ٔ بازشکسته . (منتهی الارب ). استخوان پیوندپذیرفته بعد شکسته . (آنندراج ). استخوان شکسته شده بعد از پیوند پذیرفتن
درستگیلغتنامه دهخدادرستگی . [ دُ رُ ت َ / ت ِ ] (حامص ) درست بودن : هکوع ؛ بازشکسته شدن استخوان بعددرستگی . (از منتهی الارب ). || راستی . حقیقت . || صحت . تندرستی . (ناظم الاطباء)
مهیضلغتنامه دهخدامهیض . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی ازهیض . استخوان بازشکسته بعد گرفتگی . (منتهی الارب ).