برش باستانشناختیarchaeological sectionواژههای مصوب فرهنگستاننمای عمودی دیوارۀ تاشۀ کاوش که با تراشیدن آن میتوان توالی لایههای باستانی را مشخص کرد متـ . برش section, profile1
برشفرهنگ مترادف و متضاد۱. بریدگی، شکاف ۲. بریده، تقطیع، جدایی، فصل، قطع ۳. قاش، قاچ ۴. کارآیی، توان، برایی، قاطعیت ۵. تیزی ۶. بریدن
برشنگاری 1section drawing, profile 2واژههای مصوب فرهنگستانترسیم دقیق نهشتهها و لایههای باستانشناختی یک برش لایهنگاشتی که در مقیاس مشخصی انجام میشود