بطونفرهنگ مترادف و متضاد۱. بطنها ۲. نهان، پوشیدگی، نهفتگی ۳. نهان شدن ≠ ظهور ۴. شکمها ۵. رحمها، زهدانها
بطونلغتنامه دهخدابطون . [ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ بَطن . (ناظم الاطباء) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 27). ج ِ بطن . شکم ها و بطن ها. (از فرهنگ نظام ). ج ِ بطن ، شکم . (از آنندراج ) (غیاث )
بطونلغتنامه دهخدابطون . [ ب ُ ] (ع مص ) نهان شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 27) (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد). پنهان شدن چیزی . (ناظم الاطباء). || از خواص کسی شدن . (تاج ا
بتونلغتنامه دهخدابتون . [ ب ِ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) بتن . از مصالح بنائی جدید. مخلوطی از سنگ شکسته و ماسه و سیمان در بنائی برای پی ریزی یا ساختن پایه های عمارات . (فرهنگ فارسی مع
بتونفرهنگ انتشارات معین(بِ تُ) [ فر. ] ( اِ.) از مصالح ساختمانی است که از شن و ماسه و سیمان و آب با اندازه های مختلف ساخته شود.
بطونیقالغتنامه دهخدابطونیقا.[ ب َ ] (معرب ، اِ) بطونیکا، معرب کلمه ٔ لاتین بتانیکا . (فرهنگ فارسی معین ).
بطونیقالغتنامه دهخدابطونیقا.[ ب َ ] (معرب ، اِ) بطونیکا، معرب کلمه ٔ لاتین بتانیکا . (فرهنگ فارسی معین ).
بنات البطونلغتنامه دهخدابنات البطون . [ ب َ تُل ْ ب ُ ] (ع اِ مرکب ) روده ها. بخور. (از المرصع). رودگانی . (مهذب الاسماء).