باتیکهلغتنامه دهخداباتیکه . [ ک َ ] (اِخ ) معرب بتیک . رجوع به بتیک شود. در دایرة المعارف اسلامی ج 1 ص 354 آمده است که بلاد جنوبی اسپانیارا باتیکه می نامیدند. (الحلل السندسیه ج 1
بتیکلغتنامه دهخدابتیک . [ ] (اِ) کژ باشد که به کلاه و جوراب کنند. (از فرهنگ اسدی ). قز باشد که به جوراب و کلاه بافند. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ) : فاخته گون شد هوا ز گردش خورشیدجامه