باوسنیلغتنامه دهخداباوسنی . [ وُ / وَ ] (ص مرکب ) زنی را گویند که شوهرش زن دیگر داشته باشد. (از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 198). زن همشودار. زن هوودار.
بسنیلغتنامه دهخدابسنی . [ ب ُ ] (اِخ ) یکی از جمهوریهای متحد یوگسلاویست با 52000 متر مربع وسعت و 3101000 تن جمعیت اسلاو. پایتخت آن بسنه سرای یا سراژوو میباشد. این شهر با معاهده
بولسنیواژهنامه آزادطایفه منجزی دارای 9تیره است یکی از این تیره ها ،بولسنی یا بلسنی است که در زبان فارسی به ابوالحسنی مشهور است
یوگسلاویلغتنامه دهخدایوگسلاوی . [ گ ُ ] (اِخ ) یوگوسلاوی . کشوری است در اروپای جنوبی که در سال 1918 م . از مجموع صربستان و قره طاغ و بسنی و هرزگوین و کراآسی و اسنووونی و قسمتی از با
سارایولغتنامه دهخداسارایو. [ ی ِ وُ ] (اِخ ) سارایوو. شهری است در یوگوسلاوی در ایالت بوسنی هرزگوین در کنار رودخانه ٔ بوسنه و 135700 تن جمعیت دارد. در 28 ژوئن 1914 م . فرانسوا فردی