بیت العنکبوتلغتنامه دهخدابیت العنکبوت . [ ب َ تُل ْ ع َ ک َ ] (ع اِ مرکب ) نسیج الرطیلا. (اقرب الموارد). خانه ٔ عنکبوت که از تارهای بسیار تنک و باریک و ناپایدار بافته شده است : و اِن او
بیتواژهنامه آزادهر عبارتی در نثر که مشتمل بر پنجاه کلمه باشد، مقدار یک متن مشتمل بر پنجاه کلمه، در مقابل بیت شعر که مشتمل بر دو مصراع باشد. در قدیم اکثر مؤرخین و تذکره نویسان ب
نسج عنکبوتلغتنامه دهخدانسج عنکبوت . [ ن َ ج ِ ع َ ک َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بیت عنکبوت . خانه ٔ عنکبوت . پرده ٔ عنکبوت . کارتنک . کاره . (یادداشت مؤلف ). تاری که عنکبوت تند : با
خانه ٔ عنکبوتلغتنامه دهخداخانه ٔ عنکبوت . [ ن َ/ ن ِ ی ِ ع َ ک َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بیت عنکبوت . نسج عنکبوت . پرده ٔ عنکبوت . (مهذب الاسماء). ابر کاکیا. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بی
تار عنکبوتلغتنامه دهخداتار عنکبوت . [ رِ ع َ ک َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پرده ٔ عنکبوت . بیت عنکبوت . نسج عنکبوت . کارتنک . دهنه . تنیده ٔ عنکبوت . دام عنکبوت . تنسته . کره . کرتین
بیت العنکبوتلغتنامه دهخدابیت العنکبوت . [ ب َ تُل ْ ع َ ک َ ] (ع اِ مرکب ) نسیج الرطیلا. (اقرب الموارد). خانه ٔ عنکبوت که از تارهای بسیار تنک و باریک و ناپایدار بافته شده است : و اِن او
عنکبوتلغتنامه دهخداعنکبوت . [ ع َ ک َ ] (ع اِ) تننده . (منتهی الارب ). کرتینه . (ناظم الاطباء). کرم معروف که بفارسی آن را تننده گویند. (آنندراج ). جانوری است کوچک ، که از لعاب خود