بیاشتهایی ورزشیanorexia athletica, sports anorexia, hypergymnasiaواژههای مصوب فرهنگستاننوعی اختلال تغذیهای که در آن فرد با انجام تمرینهای ورزشی زیاد و سنگین میکوشد تمایل خود را به غذا خوردن کاهش دهد و درنتیجه، وزن خود را پایش کند
بیاشتهایی سالمندیanorexia of ageingواژههای مصوب فرهنگستاناز دست رفتن اشتها در سالمندان به دلایل کاراندامشناختی یا اجتماعی یا روانشناختی یا درمانی
بیاشتهایی عصبیanorexia nervosaواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بیماری روانی که در آن بیمار میل به خوردن ندارد
زهادتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. زاهد شدن؛ پارسایی کردن؛ زهد ورزیدن؛ بیاعتنایی به دنیا؛ پرهیزکاری؛ پارسایی.۲. اعراض از چیزی و بیاعتنایی به آن.
اشتهابَرanorexiant, anorectic, anorexic, anorexigenواژههای مصوب فرهنگستاندارو یا عاملی که باعث بیاشتهایی یا کماشتهایی شود
اسکوربوتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی بیماری ناشی از کمبود ویتامین C با عوارضی از قبیل: بیاشتهایی، کمخونی، ضعف، تورم و التهاب لثهها، و خونریزی زیرپوستی.
خصایص سوداییmelancholic featuresواژههای مصوب فرهنگستانمشخصههایی مانند ناتوانی در لذت بردن از فعالیتها و خُلق افسرده و بیاشتهایی که ممکن است با دورههای افسردگی عمده مرتبط باشد متـ . خصایص مالیخولیایی
سودازدگیmelancholiaواژههای مصوب فرهنگستاننوعی افسردگی که مهمترین ویژگی آن بیلذتی همراه با اختلال بارز روانی- حرکتی و بیاشتهایی و کموزنی و احساس گناه است متـ . مالیخولیا