بیتربیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی نااهل، بیفرهنگ، بی تمدن، ناجنس، ناجور، ناباب، عامی، عوام، بینزاکت، بازاری، دهاتی، کولی، توده، وحشی، بدوی بی احساس بیکلاس، بیادب، ناشی تو
ارنئوتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهغول بیابانی و بیتربیت. Δ دراصل، نام قومی از نژاد هندواروپایی، ساکن کشور آلبانی است.
چاله میدانیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ویژگی شخص بیتربیت و بیفرهنگ؛ لات.۲. زشت؛ ناپسند: فحشهای چالهمیدانی.
بیادبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی مؤدب، بینزاکت، بیتربیت، بیاتیکت، عزیزکرده، نُنُر، لوس، ببه، بچه، بچهننه، نازپرورده، وِل، پاچهورمالیده، بیحیا ناسلوک، بد، سرکش، گست