تعیین مقدار کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت مقدار کردن، بستن، کمیت چیزی را تعیین کردن، وزن (توزین) کردن، مقدار چیزی را تعیین کردن، باعددورقم نشان دادن، درقالب اعداد و ارقام بیان کردن، رقم (مبل
تعیین مقدار زیستیbioassay, biological assayواژههای مصوب فرهنگستانتعیین قدرت یا غلظت مادۀ دارویی با سنجش اثرات آن بر بافتهای زنده
تعیینفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازشناخت، معینسازی ۲. انتخاب، انتصاب، برگماری، گزینش، منصوب ۳. معین کردن ۴. برگماشتن، منصوب کردن ≠ عزل کردن
کنتورلغتنامه دهخداکنتور. [ ک ُ تُرْ ] (فرانسوی ، اِ) آلتی که مقدار مصرف برق ، آب ،گاز و غیره را در یک خانه یا یک مؤسسه تعیین کند: کنتور پنج آمپر. کنتور ده آمپر. (فرهنگ فارسی معی
نمره انداختنلغتنامه دهخدانمره انداختن . [ ن ُ رِ اَ ت َ ] (مص مرکب ) ظاهر شدن نمره در جعبه ای که متصل به زنگ اخبار است و نمودار اطاق یا میزی است که از آنجا پیشخدمت را احضار کرده اند. ||
تابع ارزشvalue functionواژههای مصوب فرهنگستانتابعی که مقدار آن با ارزش تنزیلشدة فعلی متغیرهای انتخابشده، بر حسب مصرف و مطلوبیت، تعیین میشود
غده ٔ درقیلغتنامه دهخداغده ٔ درقی . [ غ ُدْ دَ / دِ ی ِ دَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) یا تیروئید ، این غده در حیوانات تعدادش زیاد ولی در انسان غده ٔ فردی است و در عین حال قرینه است در