تَفسنجpyrometerواژههای مصوب فرهنگستانسنجافزاری برای اندازهگیری دما بهخصوص زمانی که دما فراتر از محدودۀ دماسنجهای جیوهای باشد
تَفسنجیpyrometry, pyrometricsواژههای مصوب فرهنگستاناندازهگیری دماهای زیاد با توجه به تابش گسیلشده بهکمک تَفسنج
تبسنجclinical thermometer, thermometer, temperature measurement deviceواژههای مصوب فرهنگستانهر ابزاری که از آن برای سنجش دمای بدن انسان استفاده میشود
تبسنج تماسیcontact thermometerواژههای مصوب فرهنگستانتبسنجی که ازطریق تماس مستقیم بخشی از آن با بدن دما را نشان میدهد
تَفسنجیpyrometry, pyrometricsواژههای مصوب فرهنگستاناندازهگیری دماهای زیاد با توجه به تابش گسیلشده بهکمک تَفسنج
تبسنج تماسیcontact thermometerواژههای مصوب فرهنگستانتبسنجی که ازطریق تماس مستقیم بخشی از آن با بدن دما را نشان میدهد
تبسنج فروسرخinfrared thermometerواژههای مصوب فرهنگستانتبسنجی که دمای بدن را ازطریق سنجش پرتوهای فروسروح گسیلشده از آن نشان میدهد