تقلیدیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ی، بدلی، مصنوعی، برگرفتهشده، عاریه، مأخوذ، متصنع، قلابی، جعلی، دروغی طوطیوار، بیمحتوا جایگزین، جانشین دست دوم
تقلیدیلغتنامه دهخداتقلیدی . [ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب و متعلق به تقلید. (ناظم الاطباء). پیرو. مقلد. کسی که بی تعقل و تأمل دنباله روی از دیگری کند : مپذیر قول جاهل تقلیدی گرچه بنام
معاملة تقلیدیmirror tradingواژههای مصوب فرهنگستانمعاملهای که با استفاده از یک برنامة نرمافزاری به سرمایهگذاران این امکان را میدهد تا بهصورت خودکار رفتار سرمایهگذاران موفق در سرتاسر جهان را تقلید کنند
رُخنماییphenocopyواژههای مصوب فرهنگستانتغییری تقلیدی از رُخنمود براثر شرایط محیطی که مبنای ژنشناختی ندارد
ژننماییgenocopyواژههای مصوب فرهنگستانخصیصهای ژنی که تقلیدی رُخنمودی از خصیصهای دیگر است که در نتیجۀ سازوکاری متفاوت ایجاد شده است