خجلهلغتنامه دهخداخجله . [ خ َ ل َ / ل ِ ] (اِ) کلمه ٔ دیگری بوده است در تداول فارس از خجلت : از رشک هر جویی از آن دجله غرق خجله . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 13).
خجلهلغتنامه دهخداخجله . [ خ َ ل َ / ل ِ ] (اِ) کلمه ٔ دیگری بوده است در تداول فارس از خجلت : از رشک هر جویی از آن دجله غرق خجله . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 13).
خجالتلغتنامه دهخداخجالت . [ خ َ / خ ِ ل َ ] (اِمص ) شرم . شرمساری . شرمندگی . چَکس . کها. سرگشتگی . حیا. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مؤلف لغتنامه دهخدا آرد: این