spannerدیکشنری انگلیسی به فارسیدندانه دار کردن، مهره پیچ، اچار، مهرهگشا، بندقیقاجی، گلنگدن، وجب کننده
blemishingدیکشنری انگلیسی به فارسیلکه دار کردن، خسارت وارد کردن، خوار کردن، اسیب زدن، افترا زدن، عیب دار کردن، بد نام کردن