ارسال دستهایbatch transmission, batched transmissionواژههای مصوب فرهنگستانارسال بیوقفۀ مجموعهای از پیامها از پایانۀ مبدأ به پایانۀ مقصد، بیآنکه در حین ارسال، پیامی در مسیر برگشت مبادله شود
برنامۀ دستهایbatch programواژههای مصوب فرهنگستانپروندهای با معیار ASCII (متن قالببندیشده) حاوی یک یا چند فرمان ویندوز که مانند پروندۀ دستهای، دارای پسوند BAT است
لاحوللغتنامه دهخدالاحول . [ ح َ ] (ع جمله ٔ اسمیه ) (از: «لا» + «حول ») مختصر «لاحول و لاقوة الا باﷲ العلی العظیم » است و آن رابرای راندن دیو و شیطان ، بر زبان آرند : از گفتن لاح
دست زدنلغتنامه دهخدادست زدن . [ دَ زَ دَ ] (مص مرکب ) کشیدن دست بر. لمس کردن . دست سودن . توجؤ : آن حکیم خارچین استاد بوددست می زد جابجا می آزمود. مولوی .ولیک دست نیارم زدن در آن
capitularyدیکشنری انگلیسی به فارسیقیمتی، عضو دستهای درکلیسا، عنوان، کتاب دعا، کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس
مَا مَلَکَتْ يَمِينُکَفرهنگ واژگان قرآنبردگانت - کنیزانت (معنی کلمه به کلمه اش می شود : مالک شده دستهای راست شما ، از آن جهت است که قرار داد و پیمان را با دست راست می بندند یا اینکه گرفتن و مالکیت نی