دورکاریteleworkواژههای مصوب فرهنگستانهرنوع کاری که خارج از محیط کار اصلی انجام شود و در طی آن ارتباط کارمند و کارفرما، ازطریق اینترنت و از راه دور فراهم شود
مرکز دورکاریtelework centreواژههای مصوب فرهنگستانمحلِ کاریِ جایگزین شامل ایستگاههای کاری اجارهشده برای برقراری ارتباط و انجام کار کارمندان
دیرکاریلغتنامه دهخدادیرکاری . (حامص مرکب )سپوزکاری . (یادداشت مؤلف ). تنبلی : رنگ وروی خداوند مزاج سرد بسپیدی و کبودی گراید همچون رنگ ارزیز و کسلانی و دیرکاری اندر وی پدید آید. (ذ
دورکاویremote sensingواژههای مصوب فرهنگستانجمعآوری و پردازش و به کارگیری اطلاعات کمّی و کیفی از جسم بدون تماس با آن از راه دور متـ . سنجش از دور
دیرکاریلغتنامه دهخدادیرکاری . (حامص مرکب )سپوزکاری . (یادداشت مؤلف ). تنبلی : رنگ وروی خداوند مزاج سرد بسپیدی و کبودی گراید همچون رنگ ارزیز و کسلانی و دیرکاری اندر وی پدید آید. (ذ
بررسی زیرسطحیsubsurface survey, subsurface detectionواژههای مصوب فرهنگستاناصطلاحی عام برای انواع فنون دورکاوی اعم از فنون نفوذی و فنون غیرنفوذی
جزء اَبرcloud elementواژههای مصوب فرهنگستانکوچکترین اَبر یا بخشی از اَبر که با افزارۀ دورکاوی یا دستگاهی دیگر قابل تفکیک باشد