دولتیلغتنامه دهخدادولتی . [ دَ / دُو ل َ ] (ص نسبی ) منسوب و متعلق به دولت . (ناظم الاطباء). خوشبخت . بختیار. بختور. بختمند. حظی . مقبل . نیکبخت . روزبه . بهروز. دولتیار. (یادداش
دولتیارلغتنامه دهخدادولتیار. [ دَ ل َت ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار. واقع در 20هزارگزی شهر بیجار. سکنه ٔ آن 200 تن . آب آن از چشمه . (از فرهنگ جغرافیایی ایرا
دولتیاریلغتنامه دهخدادولتیاری . [ دَ / دُو ل َت ْ ] (حامص مرکب ) صفت دولتیار. سعادت و خوشبختی . بختیاری و سعادتمندی .نیکبختی و بهروزی . (از یادداشت مؤلف ) : که دولتیاری آن نبود که
دولتینلغتنامه دهخدادولتین . [ دَ /دُو ل َ ت َ ] (ع اِ) دو دولت و دو مملکت . (ناظم الاطباء). تثنیه ٔ دولت ؛ دولتین متعاهدین . دولتین ایران و پاکستان . (از یادداشت مؤلف ). و رجوع ب