زمانهلغتنامه دهخدازمانه . [ زَ ن َ / ن ِ ] (اِ) روزگار. دهر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (فرهنگ فارسی معین ). روزگار. (ناظم الاطباء). روزگار و سبکسیر و دون از صفات اوست . (آنندراج
زمانةلغتنامه دهخدازمانة. [ زَ ن َ ] (ع مص ) بر جای ماندن . (منتهی الارب ). زمن . (ناظم الاطباء). || (اِمص ) حب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). حب . دوستی . (ناظم الاط
زمانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ، گاه، فصل، دوران، عهد، زمان، هنگام، موقع، بُرهه، روزگار، دوره▲، نوبت، فرصت روز، ماه، سال، دهه، قرن، سده، هزاره ◄ تقویم عصر [باستانشناسی]، عصر حجر،
اقطاعلغتنامه دهخدااقطاع . [ اِ ] (ع مص ) سرزنش نمودن . || غلبه کردن بحجت بر کسی . || سپری گردیدن آب چاه . || بسنده شدن جامه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || ببریدن
پالودنلغتنامه دهخداپالودن . [ دَ ] (مص ) ترویق . تصفیه . صافی کردن . صاف کردن . (رشیدی ) (برهان ). تصفیه کردن . مصفّی کردن . پالیدن . پالائیدن . از مصفاة گذرانیدن .از صافی گذرانید
فروگذاشتنلغتنامه دهخدافروگذاشتن . [ ف ُ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) اهمال و تقصیر کردن و ضائع ساختن . (برهان ). || ترک کردن . رها کردن .فروگذاردن . (یادداشت بخط مؤلف ) : تدبیر آن است که ما
منقادلغتنامه دهخدامنقاد. [ م ُ ] (ع ص ) فرمانبردار. (دهار). مطیع و فرمانبردار و فروتنی کننده . (غیاث ) (آنندراج ). گردن داده و مطیعشده . (ناظم الاطباء). گردن نهاده . فرمانبر. خاض
شمردنلغتنامه دهخداشمردن . [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] (مص ) شمار کردن . تعداد نمودن . حساب کردن . (ناظم الاطباء). حَسبان . حُسبان . عدد. شماردن . شمریدن . تعدیه . تعداد. تعداد کرد