زیستشناسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی تشناسی، بیولوژی بافتشناسی، باکتریشناسی، جانورشناسی، گیاهشناسی محیط زیست، اکولوژی بومشناخت
زیستشناسی حفاظتconservation biologyواژههای مصوب فرهنگستانعلمی چندرشتهای که به مطالعة فراوانی و کاستی و انقراض گونهها میپردازد و بحران کاهش تنوع زیستی کانون توجه آن است
زیستشناسی سامانههاsystems biologyواژههای مصوب فرهنگستانگرایشی در علوم زیستی که در آن به بررسی سازمان و برهمکنشهای پویای اجزا و عناصر منفرد سامانههای زیستی میپردازند متـ . زیستشناسی سامانهای system biology
صفاقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده(زیستشناسی)۱. پوست نازکی که زیر پوست ظاهر بدن است.۲. پوست نازک درونی که شکم را از قسمت پایین مجزا میکند؛ پردۀ درون شکم که رودهها در میان آن قرار دارد و هرگاه
صنوبرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده(زیستشناسی)۱. = سپیدار۲. [مجاز] معشوق: ◻︎ ندانستم من ای سیمینصنوبر / که گردد روز چونین زود زایل (منوچهری: ۶۵).