زیستشناسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی تشناسی، بیولوژی بافتشناسی، باکتریشناسی، جانورشناسی، گیاهشناسی محیط زیست، اکولوژی بومشناخت
زیستشناسی حفاظتconservation biologyواژههای مصوب فرهنگستانعلمی چندرشتهای که به مطالعة فراوانی و کاستی و انقراض گونهها میپردازد و بحران کاهش تنوع زیستی کانون توجه آن است
زیستشناسی سامانههاsystems biologyواژههای مصوب فرهنگستانگرایشی در علوم زیستی که در آن به بررسی سازمان و برهمکنشهای پویای اجزا و عناصر منفرد سامانههای زیستی میپردازند متـ . زیستشناسی سامانهای system biology
کنگرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی با برگهای بریده و خاردار و ساقههای سفید کوتاه و ستبر که در پختن بعضی خوراکها به کار میرود. کنگر فرنگی: (زیستشناسی) گیاهی با بوتۀ کوتاه، برگهای سفید
تاجریزیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی علفی و پرشاخه با برگهای پهن و دندانهدار، گلهای سفید و میوههای ریز و سرخرنگ شبیه دانۀ انگور که در طب به کار میرود؛ انگور روباه؛ روباهرزک؛ روباهرزه؛
برنگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= برنج١ برنگ کابلی: ‹برنج کابلی› (زیستشناسی) گیاهی با شاخههای دراز، برگهای بیضی، گلهای سفید خوشهای، و میوهای قرمز و تندمزه که مصرف دارویی دارد.
استبرقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) گیاهی شیرهدار با برگهای پَهن و گلهای صورتی و سفید خوشهای و معطر.۲. [قدیمی] پارچهای که با ابریشم و زر بافته میشد؛ دیبا: ◻︎ صحرا گویی که خور
برگ ریزفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) گیاهی که در زمستان برگهای آنها میریزد و در بهار دوباره سبز میشود.۲. (اسم) پاییز؛ خزان.