سپیدهفرهنگ مترادف و متضادبامدادان، سپیدهدم، سحر، سپیدهدمان، سحرگاهان، سفیده، شفق، طلیعه، فجر ≠ غروب، فلق
سپیدهلغتنامه دهخداسپیده . [ س َ / س ِ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) (از: سپید + َه ، پسوند صفت ساز) در پهلوی «سپتک » . گلی است . «خسرو کواتان بند 87» (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). گیاهی ا
سپیدهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سفیدی و روشنایی صبح.۲. (زیستشناسی) [قدیمی] = سفیده۳. [قدیمی] = سفیداب
سپیدهفرهنگ نامها(تلفظ: sepide) روشنی کم رنگ آسمان در افق مشرق قبل از طلوع آفتاب ؛ (در قدیم) سفیداب ؛ ذره و برادهی قلع.
سپیدهفرهنگ انتشارات معین(س دِ) (ص مر.) روشنایی کمی که هنگام آغاز صبح در آسمان مشرق پدیدار می شود، سفیده .