شورزمینلغتنامه دهخداشورزمین . [ زَ ] (اِ مرکب ) زمین شوره زار. زمین بی بر و بی حاصل . (ناظم الاطباء).
شبهزمینوارquasi-geoidواژههای مصوب فرهنگستانسطحی غیرهمپتانسیل در نزدیکی زمینوار که فاصلۀ هر نقطۀ روی آن تا سطح زمین، ارتفاع عمودین است
شورهزنیefflorescence, laitanceواژههای مصوب فرهنگستانتشکیل لایهای معمولاً سفیدرنگ از نمکهای محلول در آب بر سطوح خارجی موادی مانند سنگ و آجر و گچ، در هنگام خروج آب از سطح آنها و براثر وجود نمکها یا قلیاهای آزاد
شورزمینلغتنامه دهخداشورزمین . [ زَ ] (اِ مرکب ) زمین شوره زار. زمین بی بر و بی حاصل . (ناظم الاطباء).
نظریۀ نیمهزمینگَردsemigeostrophic theoryواژههای مصوب فرهنگستانصورت دقیقتری از نظریۀ شبهزمینگَرد که تقریب تکانۀ زمینگَرد را در معادلات بنیادی شبهایستا به کار میگیرد
تقریب زمینگَردgeostrophic approximationواژههای مصوب فرهنگستان1. فرضی که با آن باد افقی بهصورت باد زمینگَرد نمایانده میشود 2. تقریب شبهزمینگَرد